یکشنبه 1 فروردین 1389
نویسنده: strategist |
منبع: شرکت سرمایه گذاری صبا جهاد
یکشنبه 1 فروردین 1389
نویسنده: strategist |
امیر بختایی و شادی گلچینفرمقدمه
یكی از مهمترین چالشهای
مدیران بازاریابی و تولیدكنندگان، انتقال كالاهای تولیدی خود به بازارهای
هدف است. بر این اساس تصمیمگیری در خصوص شیوه انتقال كالا به محل
خرید یا مصرف، از جمله تصمیمات مهمی است كه مدیر بازاریابی با آن مواجه
است. اهمیت تصمیمات اتخاذ شده در خصوص كانالهای توزیع، به این دلیل است كه
شركت مجبور است برای مدتی طولانی به این تصمیمات پایبند و متعهد بماند.
چراكه چندین سال طول میكشد یك سیستم توزیع بطور مطلوب مستقر شود و
به آسانی قابل تغییر نیست.
تعریف توزیع و كانالهای توزیع
توزیع:
یكی از اجزای آمیخته بازاریابی است كه در سادهترین حالت آن وظیفه
انتقال محصول از محل تولید به محل خرید مشتری را بعهده دارد. بعبارت دیگر
مهمترین وظیفه مدیریت توزیع این است كه كالا را در زمان و مكان مناسب در
دسترس مشتریان بالقوه قرار دهد.
كانال توزیع: مجموعهای از
سازمانها و افراد وابسته است كه كالا یا خدمت مورد نظر را در دسترس
مشتریان نهایی قرار میدهد. كانال توزیع، تولیدكننده و مشتریان كالا
را به یكدیگر متصل میكند.
یکشنبه 1 فروردین 1389
نویسنده: strategist |
دکتر علی قلی پور سلیمانی
سه شنبه 4 اسفند 1388
نویسنده: strategist |
لینک صفحه
دوشنبه 14 دی 1388
نویسنده: strategist |
تلاش پلیس برای یافتن مرد جوانی که با ایستادن در صف مشتریان عابربانک و به بهانه کمک به افرادی که به عناوین مختلف قادر به گرفتن پول از حساب عابربانک خود نشده بودند کارت و رمز آن را از آنها گرفته و در فرصتی مناسب آن کارت را با کارتی سوخته عوض میکرد ادامه دارد.
13آبان ماه امسال زنی به دادسرایی در تهران مراجعه کرده و با
نگرانی گفت: عصر روز قبل در خیابان 15 خرداد میخواستم از حسابم و از
دستگاه عابربانک پول برداشت کنم اما به علت اشکال دستگاه موفق به این کار
نشدم. جوانی که پشت سر من در نوبت ایستاده بود داوطلب شد تا به من در
برداشت پول کمک کند وی کارت را از من گرفت ولی تلاش او هم فایدهای نداشت
و لحظهای بعد با گرفتن کارت عابربانک خود، از آنجا به سمت عابربانک دیگری
رفتم که متوجه شدم کارت عابربانک متعلق به من نیست. فکر کردم اشتباهی صورت
گرفته و جوان خیرخواه که داوطلب کمک به من شده اشتباهی کارت خودش را به من
داده به همین خاطر به سرعت به سمت شعبه بانک قبلی که چند صد متر بیشتر با
من فاصله نداشت رفتم اما از جوان خبری نبود. با ناراحتی و عذاب وجدان به
منزل برگشتم و در تاکسی بود که چند نفر از شهروندان به من گفتند که احتمال
دارد جوان مورد نظر کلاهبردار یا شیاد باشد و عمدا کارت سوخته متعلق به
فرد دیگری را به من داده تا از حسابم برداشت کند. با توجه به اینکه این
جوان کارت را از من گرفته بود و رمز کارت مرا چند بار در دستگاه امتحان
کرده بود، من هم به او شک کردم. اما چون در آن ساعت بانکها تعطیل بود صبر
کردم و امروز به شعبه بانک مراجعه کردم. متاسفانه حدس مسافران تاکسی و
اعضای خانوادهام درست بود و این جوان 200 هزار تومان مستقیم از حساب
برداشت کرده و 200 هزار تومان دیگر نیز به یک عابربانک دیگر منتقل کرده
بود. به همین خاطر در همان اول صبح کارت را توسط بانک غیرفعال کردم تا او
نتواند دوباره پولی از حسابم خارج کند.
با پیگیری این ماجرا کارآگاهان در بررسی از شعبه بانک مورد نظر
متوجه شدند این شعبه سیستم دوربین مداربسته ندارد به همین خاطر چهرهنگاری
از متهم نیز با توجه به عدم دقت شاکی در چهره متهم، نتیجهای نداشت.
از این داستان چند روزی میگذشت تا اینکه 19 آبان ماه پیرمردی با
طرح شکایتی مشابه به دادسرا مراجعه كرد و گفت: بعد از ظهر روز قبل
میخواستم از حسابم و از دستگاه عابربانک پول برداشت کنم تا داروهایی را
که پزشک برای بیماری همسرم تجویز کرده بود از داروخانه بگیرم. اما چون کار
با دستگاه را نمیدانستم از یک جوان که پشت سر من ایستاده بود خواهش کردم
تا این کار را برایم انجام دهد. کارت و رمز آن را هم که در کاغذی و در
کنار کارت یادداشت شده بود به او دادم اما جوان گفت که دستگاه خراب است و
کارت را به من برگرداند. به شعبه بانک دیگری رفتم و در آنجا بود که فهمیدم
کارتم سوخته است. بدون اینکه داروهای همسرم را بگیرم با همسرم به منزل
برگشتیم. صبح امروز برای برداشت پول به شعبه بانکی که در آنجا حساب داشتم
رفتم ولی در کمال تعجب کارمند بانک گفت کارت متعلق به من نیست. فهمیدم که
جوان دیروزی کارت سوخته شده فرد دیگری را به من داده و با کارتم از یک
عابربانک مبلغ 200 هزار تومان و صبح امروز نیز مبلغ 200 هزار تومان دیگر
برداشت کرده است.
کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی پس از شنیدن اظهارات پیرمرد شاکی
سریعا خود را به شعبه بانک مورد نظر رسانده و با همکاری کارمندان شعبه
بانک، از طریق دوربینهای مداربسته شعبهای که پیرمرد کارت را به این جوان
داده، تصویری از چهره متهم جوان به دست آوردند اما در مراجعه به شعبهای
که از دستگاه عابربانک آن از حساب پیرمرد پول برداشت شده بود، بهعلت عدم
نصب سیستم دوربین مداربسته باز هم تصویر دیگری از جوان سارق به دست نیامد.
کارآگاهان پایگاه هفتم در روزهای بعد نیز در مقابل ادعای تعدادی از
شهروندان دیگر تهرانی متوجه شدند این جوان با کمین در مقابل دستگاههای
عابربانک در محدوده مرکزی تهران و به قصد کمک به دیگران، کارت عابربانک
آنهایی را که قادر به کار با دستگاه و برداشت مبلغ از حساب خود نبوده
گرفته و با امتحان کردن کارت و به خاطر سپردن رمز از طریق صاحب حساب، در
یک لحظه کارت طعمه خود را با کارت مشابه دیگری عوض کرده و از محل دور شده
و سریعا اقدام به برداشت وجه از کارت سرقتی کرده بود. گفتنی است با تصویر
به دست آمده از متهم، وی تحت تعقیب گسترده پلیس آگاهی قرار گرفته است.
دوشنبه 14 دی 1388
نویسنده: strategist |
به عنوان صاحب کسب و کار چه بسا درک مشخصی از رنگ پول داشته باشید اما از رنگ کسب و کار چه تصوری دارید؟ بیاموزید که چگونه رنگ مناسب با خلق تصویری مثبت قادر است مشتری را بر خرید از شما ترغیب نماید یا بالعکس دریافت نارسایی از کسب و کار شما به وجود آورد .
دوشنبه 14 دی 1388
نویسنده: strategist |
مساله مهمی که هر کسب و کار با آن سر و کار دارد ، معرفی خود به صورت مختصر و مفید است. اثر بخشی یک معرفی خوب و جامع اعم از کتبی و شفاهی میتواند به اندازه اولین ملاقات افراد با یکدیگر مهم باشد و تصویری ماندگار در ذهن مخاطب ایجاد كند. برقراری یک ارتباط خوب با مخاطب علاوه بر شرایط مساعد منبع ارسال، گیرنده، وسیله ارسال، و محیط انتقال، به صراحت ، روشنی، وضوح، ترتیب، طبقه بندی، و جامعیت خود پیام نیز بستگی دارد.لازم به یادآوری نیست که مطلب کنونی ناظر بر این ویژگی اخیر بوده که برای مشاغل کوچک به معرفی کسب وکار و محصولات ، و شرحی در مورد مدیران کفایت میكنند. هر کسب و کار بایستی این هشت نکته را آماده در دست داشته باشد و در هر نقطه تماس با مشتریان بالقوه، از آنها جهت معرفی خود، استفاده نماید. جای تعجب است اگر در شرایطی که مشتریان به اندازه کافی در مورد شما نمی دانند از آنان توقع داشته باشید تا شما را انتخاب کنند. پس همین امروز نسبت به تهیه این مطالب در هر قالبی که مناسب میدانید اقدام کنید:
سه شنبه 8 دی 1388
نویسنده: strategist |
مروارید خراش یافته ای که باعث گشودن گنجینه ای از ابتکار شد. بن کازنوچا[1] نویسندۀ کتاب آغاز زندگی من: آن چه مدیر عامل (بسیار) جوان در سفر به سیلسکون ولی[2] آموخت، است. این مقاله در شمارۀ ماه نوامبر مجلۀ الکترونیکی USA، "ریشه های نوآوری" منتشر می شود.
نوشتۀ: بن کازنوچا
پس از سقوط سایگون در سال 1975، چی هیونه آرزوی بزرگی را در سر می پروراند: این که زادگاهش در ویتنام را ترک کرده و زندگی تازه ای را در کالیفرنیا آغاز کند. چند سال بعد، هر چه داشت را جمع کرد و این خواسته را عملی ساخت. سفر به کالیفرنیا، کار آسانی نبود. سفری مشقت بار با قایق و گذراندن دوره ای از محرومیت، به عنوان پناهنده در تایلند، تنها بخش کوچکی از مشکلاتش بود. سرانجام، رسیدن به سواحل کالیفرنیا در نظر هیونه، همانند "نقطه عطف معنوی" بود: او که زشتی های زیادی را در زندگی دیده بود، از آن زمان به بعد می خواست هر روز خالق زیبایی ها باشد و فقط زیبایی ها را مشاهده کند.
پدرش در ویتنام استادکار هنر جواهر سازی بود، و ادامۀ این هنر به نظرش بهترین راه برای تحقق آرزویش بود. هیونه اسم شرکت جواهر سازی خود در لس آنجلس را گالاته[3] گذاشت.
در اوایل سال 2000، هیونه به طور تصادفی چیزی را ابداع کرد. او در حین سوراخ کردن مروارید ها، یکی از آنها را اشتباهی خراش داد و زخمی کرد. او گفت، "با خودم فکر کردم، اگر مروارید را با قرار دادن یک سنگ قیمتی درون صدف پرورش دهم چه می شود؟" او همین کار را کرد و این ابداع را به نام خودش ثبت کرد- این مروارید جدید که با سنگ قیمتی در میانش پرورش داده می شد، مروارید مرسی[4] نام گرفت. مدتی به طول انجامید تا هیونه بتواند روش ساخت مروارید مرسی را کامل کند، مرواریدی که اکنون تبدیل به یکی از معروف ترین انواع مروارید پرورشی، از زمانی که این کار در اوایل قرن بیستم و برای اولین بار در ژاپن اتفاق افتاد، شده است. او پروانۀ انحصاری هم برای مروارید مرسی دریافت کرد.
در سال 2005، هیونه برای توسعۀ کار و ایجاد ارتباط با زادگاهش، شرکت پرورش مروارید در ویتنام تأسیس کرد تا بتواند مروارید مرسی را در آب های ساحلی کشورش هم پرورش دهد. در آغاز کار، سنگ های قیمتی مانند فیروزه، آماتیس، نارسنگ، سیترین، و اپال که شکلی کاملا گرد دارند، درون صدف قرار داده می شود و برای این که رنگ صدفی دور آن ها را بگیرد، مدت یک سال درون صدف باقی می مانند. این مزرعۀ پرورش صدف موجب شده تولید او بیشتر شود و لذا روش پرورش این نوع سنگ های قیمتی با پوشش صدفی گسترش زیادی پیدا کند.
داستان زندگی هیونه بازگوکنندۀ پشتکار او است: از دوران کودکی دلخراش در کشور جنگ زدۀ ویتنام، تا رسیدن به موقعیت جواهر سازی آمریکایی. او آرزو داشت زیبایی بیشتری به جهان هدیه کند، و به طور خستگی ناپذیر در جهت تحقق این آرزوی خود تلاش کرد. داستان زندگی او نشان دهندۀ طرز فکر افراد مبتکر است. هیونه معتقد است که افراد که واقعا نوآور هستند برای تولید محصولی که کمی بهتر از مشابه خود باشد، باید راه های تازه ای را بگشایند: تا وقتی که خودت زمینۀ کار را فراهم نکنی، کسی تو را جدی نمی گیرد. تفاوت میان مفهوم خوب و مفهوم عالی در همین جا است، تفاوتی که میان طرح رضایت بخش و طرح فوق العاده وجود دارد.
سه شنبه 8 دی 1388
نویسنده: strategist |
فرد مبتکر، با توأم ساختن سه محصول خوب، خدمت تازه ای ارائه می دهد. بن کازنوچا[1] نویسندۀ کتاب آغاز زندگی من: آن چه مدیر اجرایی (بسیار) جوان در سفر به سیلسکون ولی[2] آموخت، است. این مقاله در شمارۀ ماه نوامبر مجلۀ الکترونیکی USA، "ریشه های نوآوری" منتشر می شود.
نوشتۀ: بن کازنوچا
گاهی نوآوری حاصل ترکیب چند فن آوری موجود است. توأم ساختن این فن آوری ها، دستاورد تازه به وجود می آورد که بازده ترکیبی آن از بازده هر کدام به تنهایی بیشتر است.
رائل لیسوس با این رویکرد، در زادگاه خود در آفریقای جنوبی شهرتی به دست آورده است. او از طریق توأم کردن سه ابتکار جداگانه، و با صرف هزینه ای اندک، موفق به ایجاد شبکۀ ارتباط راه دور شد: خطوط کامپیوتری بی سیم ارزان قیمت با کیفیت بالا، نرم افزار رایگان برای مرتبط ساختن این خطوط به هم، و ایجاد شبکه ( و گسترش میدان عمل هر یک از شبکه ها)، و تلفن های دستی با کیفیت بالا ( تلفن هایی که با اتصال به خطوط ارتباطی با کیفیت بالا کار می کند).
لیسوس تلفن دستی کامپیوتری بی سیم را - که "ویلج تلکو"[3] نام داشت - در اورنج فارم[4]، یکی از فقیرترین شهرهای آفریقای جنوبی، به وجود آورد. او قبل از هر چیز اطمینان حاصل کرد که شبکۀ خطوط بی سیم کار می کند و دسترسی به اینترنت بدون اشکال امکان پذیر است. بعد تلفن های دستی با کیفیت بالا را به دست روستا نشینان داد. چه خوب! اکنون روستا نشینان می توانستند از تلفن به رایگان استفاده کنند.
اما لیسوس کارآفرین است، نه فقط نوع دوست. شرکت او به نام دابا[5]، شبکۀ محلی روستا را به شبکۀ تلفن سراسری کشور متصل کرد. او سپس کارت های تلفن را به صورت پرداخت هزینۀ تلفن در برابر میزان مصرف، به روستاییان فروخت. از آن جا که در شبکۀ تلفنی که او راه اندازی کرده بود، هزینۀ تماس های تلفنی بسیار کمتر از تلفن های عادی بود، لیسوس می توانست کارت تلفن های ارزان تر به مردم عرضه کند. با استفاده از کارت های ارزان قیمت تلفن، روستا نشینان می توانند با هر نقطه ای از کشور تماس تلفنی برقرار کنند.
سال قبل، بعد از این که در گردهمایی برلن پیرامون مهندسی اجتماعی، از لیسوس به خاطر کاری که کرده بود قدردانی شد، او اظهار داشت، کاری که ما انجام می دهیم، موجب می شود که یا شرکت های ارتباطی راه دور قیمت های خود را بشکنند، و یا این که تلاش می کنیم شرکت دابا تا جای ممکن، به افراد بیشتری خدمات رسانی کند. در هر صورت، نفعش به آن هایی که باید، می رسد.
شرکت دابا برای توسعۀ خود، با سیسکو[6]، یکی از سازندگان شبکه در سیلیکون ولی[7]، جهت راه اندازی شبکه های جدید بی سیم در نقاط مختلف آفریقای جنوبی و ایجاد برنامه های کارآموزی برای تشکیل این شبکه ها شریک شده است.
مانند سایر موارد ابتکاری که موجب رکود در کار روش های قبلی می گردد- و در این مورد منظور ما بازار ارتباطات راه دور در آفریقای جنوبی است- دابا، خشم شرکت های موبایل موجود را برافروخته و مورد بررسی دقیق ناظران دولتی ارتباطات قرار گرفته است. اما ترکیبات نوین فن آوری که هم قادر به کاستن از هزینه ها باشند و هم امکان دسترسی را افزایش دهند، می توانند به راحتی با چالش های مختلف مقابله کنند، حتا اگر منشأ این چالش ها، قوانین قدرتمند نظارت دولتی باشد.
رائل لیسوس، نوآوری در آفریقای جنوبی را از طریق راه های نوین استفاده از امکانات قدیمی، جامۀ تحقق پوشاند. او در این کار تنها نیست. درواقع، فرانس جوهانسون[8]، کتابی درمورد این راهبرد به رشتۀ تحریر درآورده است، موسوم به تأثیرات مدیسی[9]. جوهانسون نوشته است، وقتی قدم به محل تلاقی عرصه ها، شیوه ها، یا فرهنگ های مختلف می گذاریم، می توانیم مفاهیم موجود را با تعداد زیادی از فکرهای استثنایی توأم کنیم.
جمعه 4 دی 1388
نویسنده: strategist |
تنها با صرف چند دقیقه وقت ، برای خواندن این مقاله ، درمی یابید که چطور می توان به عواملی که باعث توقف رشد یک محصول می شود پایان داد ؟ و چگونه می توانید در رقابت پیروز شوید و مشتریان را به طرف خود جذب کنید ؟
امروزه تبلیغات متنوع و گسترده ای جهت توسعه فروش محصولات جدید موجود است ، ما در اینجا به ده راهکار اشاره کرده ایم و حقیقت این است که تنها با چگونگی رعایت این نکات است که فروش یک محصول با شکست یا بالعکس با پیروزی مواجه می شود!
1- سازماندهی را فراموش نکنید :
سازماندهی در واقع یک ایمنی کامل در مقابل مشکلات پیش بینی نشده است (بطور مثال ،احتساب زمان و احیانا" پرداخت های مدت دار در شرایط خاص )، برای داشتن یک سازماندهی مفید باید امکانات لازم جهت نیل به آن فراهم شود .
اگر در سمت مدیر عامل هستید ، این بدان معنی است که باید نیروهای زیر مجموعه خود را تحت کنترل داشته باشید و امکانات و آموزش های مورد نیاز را جهت گسترش فروش در اختیار آنها قرار دهید . باید جو محیط کار و روحیه آنها را طوری مهیا کنید که اگر با چالشی در مسیر روبرو شوید ، کارمندان شما براحتی با این مسئله کنار بیایند و بتوانند با سازماندهی لازم این چالش را پذیرفته و در حل آن کوشا باشند.
ولی اگر در درجه معاونت یا پایین تر از آن هستید ، وضعیت فرق می کند ، این مدیر کل است که کنترل اصلی چالش ها را در دست دارد ، بعد از سالها تحقیق مشخص شده است که متأسفانه ، برخی از مدیران عامل ممکن است با در اختیار گذاشتن تمامی امکانات لازم و پیشنهادی مدیران ذیربط جهت سازماندهی و حل چالش ها ، موافق نباشد و نهایتا" این طور عقیده دارند که " قایق همه شرکتها روی یک آب جریان دارد و برای همه این مشکلات هست !"
2- اگر با مشکلاتی غیر قابل حل در مورد تولید محصول خود مواجه شدید ، در آن وقت است که شما سردرگم می مانید !
معنای این سردرگمی چیست ؟ حقیقت این است که باید قبل از شروع هر پروژه ای ، ابتدا آن را در ذهن خود طراحی کنیم.
در ابتدا باید قادر باشیم که صراحتا" در مورد حل مشکل ایجاد شده و پیدا کردن راه حل مناسب برای رضایت متقاضیان، صحبت کنیم و این حس باید به مشتری القاء شود ، در غیر اینصورت اگر نتوانید براحتی این حس را به مشتریان خود انتقال دهید ، مطمئنا" مسیر را اشتباه می روید و با محصولی نامرغوب آوازه ی بدنامی شما در بازار پخش می شود . در این صورت از گام سوم اشاره شده در زیر استفاده کنید.
3- جلوی تولید محصول خود را بگیرید !
شما سردر گم و مبهم مانده اید و نمی توانید اوضاع را تحت کنترل بگیرید ، در این حالت از اینکه جلوی تولید محصول را بگیرید ابایی نداشته باشید ، واقعیت این است که این خط تولید نه تنها هیچ سودی نداشته بلکه تنها برای شما اتلاف هزینه را در برخواهد داشت . درحال حاضر علت این مشکل دیگر مهم نیست ، بهتر است وقت را بیش از این هدر ندهید .
چیز عجیبی نیست ، در بازار کار خیلی اوقات فروش یک محصول سیر نزولی پیدا میکند و در مسیر خود ممکن است خود سرمایه گذار و تمامی پیش نیازهای موجود را با خود غرق کند.
البته فراموش نکنیدکه از دید بازار ، مسئول اصلی این قضایا خود شما هستید نه محصول جدید ، بنابراین با احتیاط پیش بروید .
4- بپذیرید که برای شروع یک سری اطلاعات کافی را نمی دانید ، پس در کسب و به کارگیری آنها کوشا باشید.
در صنعت و بازار جهان امروزی ، راهکارها و مهارتهای جدید را باید کسب کنید . یکی از عمده دلایل شکست برخی شرکتهای قدیمی در دنیای امروزه این است که همانند گذشته اصرار به اصول و راهکرد خود دارند و هیچ گاه در پی پذیرفتن تحولات جدید در مسیر تولید یک محصول و کسب مهارتهای لازم نیستند.
برای مثال ، شرکتهای نرم افزار که کارشان پردازش یک محیط دستوری DOSبه محیط Web است ، اگر دستورات لازم طراحی را در قسمت command line لحاظ نکرده باشند ، مشتری در سایت با تصویری سیاه و سفید ، بدون عکس ،علامات و رنگ ، مواجه میشوند . در دنیای اینترنت ، طراحی ، رنگ آمیزی حرف اول را در ثبات مشتری می زند . در نتیجه برای طراحی یک سایت موفق باید روشها و مهارتهای لازم را جهت برپایی آن آموخت .
5- اگر هنوز به صفر نرسیده اید ، می توانید وام بگیرید یا بخشی از سهام شرکت را واگذار کنید.
بهترین راه ممکن بررسی نیازهای اصلی مشتریان است ، با نگاهی به محصولات مشابه محصول خوددر بازار می بینید که چطور تنها با تحولاتی کوچک توانسته اند نیازها را برآورده کنند ، شما نیز با بازنگری و تغییراتی در روند تولید محصول خود همراه با نوآوری از طریق تکنولوژی مدرن می توانید به این موفقیت ها دست یابید .
بطور دقیق بررسی کنید که چه راهکارهایی را می توانید برای افزایش ارزش محصولات خود بکار گیرید . وام بگیرد یا بخشی از سهام خود را واگذار کنید ، حقیقت این است که مشریان شما خیلی به ساختار شرکت اهمیتی نمی دهند و تنها برای آنها مهم این است که نیازهایشان تأمین شود . برای درک بهتر به ادامه مطالب توجه کنید :
6- از مشتریان خود نظرخواهی کنید و سعی کنید نتایج را در سیر تولید لحاظ کنید.
در اینجا نظر شما چندان اهمیتی ندارد ، بلکه آن چیزی که در درجه اول مهم است تفکر و جایگاه شما نزد مشتریان است . درست است که آنها نمی توانند راه حلی مناسب را پیشنهاد کنند و یا بدرستی قادر نیستند مشکلات و نیازهای خود را صریحا" در مورد استفاده از محصول شما بیان کنند ، اما با نظرخواهی و بررسی موارد مطرح شده می توانید دقیقا" بدانید که آنها چه وقت و چقدر هزینه در این راه در نظر می گیرند و دریابید که چه عاملی موجب توقف و یا کمتر شدن تقاضای آنها شده است .
در نظرخواهی تنها به یک منطقه اکتفاء نکنید ، در زمان ها و مناطق متفاوت این مصاحبه را انجام دهید تا با دید بازتر و اطمینان بیشتر پیش بروید.
حال که متوجه مشکلات شدید ، دیگر در اینجا مسئله ی اصلی ، شروع کار ، بررسی و دستیابی به راه حل مفید است.
7- نتیجه گیری از نظرخواهی
راههای زیادی برای بررسی نیازهای بازار است اینکه بهترین راه حل کدام است ، ساده ، واضح و یا حتی پیچیده فرقی نمی کند. اما برای درک مشکل اصلی ، میتوانید از بین نظرات جستجو کنید ، باید بدانید که زیبایی کلام یا نوشتار در این است که حداقل دو نفر مطلبی را دقیقا" یک شکل بیان کنند.
روش حفظ الگوی اصلی محصول ، راه حلی کم هزینه است ، شما می توانید با لحاظ اصلاحاتی جزئی و بدون نیاز به تغییرات اساسی در الگوی اصلی تولید محصول خود، نیازهای بازار را تأمین کنید . شما برای تولید، امکانات اولیه خود را دارید ، تنها باید یکسری امکانات مورد نیاز را برای تغییرات جدید در خط تولید مد نظر بگیرید .
هدف شما افزایش میزان فروش محصول با صرف حداقل هزینه و کار است . بعد از اعمال اصلاحات ، ممکن است تعداد محدودی از مشتریان خود را در بین زمان صرف شده از دست دهید ، اما هزینه شما هدر نرفته ا ست ، چرا که دیگر مورد انتقاد قرار نمی گیرید.
8- نوآوری و خلاقیت را فراموش نکنید :
برای نمونه تولید دستگاه تلفن را در نظر بگیرید. امروزه یک دستگاه تلفن عموما" باید دارای بلندگو و میکروفن باشد اما همزمان نیز می توان امکانات زیادی را برای آن در نظر گرفت ، مثل ، مکالمه کنفرانس ، سیستم انتظار پشت خط ، نمایانگر شماره تلفن ،..
تمامی شرکت ها می توانند همه امکانات فوق را روی یک تلفن پیاده کنند ، اما چرا بیشتر سازنده ها دستگاه تلفن را بدون لحاظ کردن بلندگو تولیدمی کند و در نتیجه میزان فروش آنها پایین است .
واقعیت این است که آنها وقتی برای بررسی و تولید یک محصول کامل نمی گذارند و به جای آن طی صرف زمان های متعدد و هزینه های بالا دستگاه تلفن پیشرفته تری با امکانات میکروفون و سیستم انتظار پشت خط ، تولیدمی کند ، اما دوباره جاسازی بلندگو را به مدل بعدی اختصاص می دهند!
ودر اینجاست که سرمایه اولیه به خطر می افتد ، چرا که بازار دیگر کشش خرید این مدل ها را ندارد .
با تحقیق بروی وضعیت بازار روز و الگو برداری ، می توان جلوی این اشتباهات را گرفت.
9- اعمال تغییرات مورد نیاز بروی تشکیلات سازمان، جهت موفقیت بیشتر در توسعه فروش و خدمات پشتیبانی
مدیریت اجرایی در این راه امری بسیار مهم است . برای کسب جایگاه و نگهداری آن در بازار کار ، تنها تولید یک محصول خوب کافی نیست ، برای آگاهی از دیگر عوامل ، می توانید باز هم از وضعیت فروش محصولات دیگر ، نظرات مشتریان و نماینده های فروش آنها کمک بگیرید .
همچنین در نحوه ی استفاده از نرم افزارهای تجاری مربوط به محصول خود و اجرای تغییرات در قسمتهای مختلف آن ، اگر مهارتهای لازمه برای استفاده از آن را نداشته باشید و مصرانه ، تنها خودتان بخواهید با آن کار کنید ، مطمئنا" موجب وقوع اشتباهات و سیر نزولی پیشرفت خود و در نهایت شکست در بازار خواهید شد.
در کنار همه ی اینها با اشاره به نکته شماره " 5 " ، باز هم یادآور می شویم که گرفتن وام یا واگذاری بخشی از سهام در موفقیت شما نقشی حیاتی دارد.
10 – نتیجه گیری
با مطالعه و بررسی نکات فوق ، شما در حال حاضر تمام زمینه ها را برای جذب مشتری و درآمد بیشتر یاد گرفته اید ، اما به یادداشته باشید که دو عامل اساسی برای موفقیت و درآمدی بالا ، بازاریابی و فروش است .
با رعایت راهکار شماره "9" جایگاه شما در بازار محکم شده است و تنها باید در ارائه صحیح مراحل آن تمرکز کنید.
در مرحله اول ،باید متقاضی های خود را بشناسید .دوم ، انتظارات آنها را جویا شوید و بفهمید چه عواملی در آنها ، انگیزه ی خرید را بالا می برد. گام بعدی در مرحله خرید است :
به دلیل تنوع تقاضای مشتریان در بازار ، نحوه ی ارائه اطلاعات ، تبلیغات و نوع فروش نیز متفاوت است . برای مثال می توانید ، بروی flash ، تاریخچه شرکت ، محصولات و مصاحبه ای از کسانی که از استفاده ی محصول شما راضی بودند را آماده کنید ، تا آنها براحتی و در فرصتی مناسب تر بیوگرافی شرکت را بررسی کنند.
در حقیقت ، موفقیت شما در گرو تولید یک محصول خوب همراه با بازاریابی قوی است.
پس از خواندن این مطالب ، در کمال آرامش احساس می کنید که به دنیایی جدید وارد شده اید :
عجله نکنید ، به روش قبلی تولید و ارائه محصول خود فکر کنید ؛ حالا می توانید با بکارگیری نکات فوق و اعمال تغییرات لازم ، گامی جدید در تحول کسب و کار خود بر دارید. هیچ انسانی کامل نیست و هر کسی با ارتقاء روش خود ، الگوبرداری سودمند ، می تواند به پیروزی برسد.
مهم این است که با دقت محصول خود را طبق نیاز بازار ویرایش دهید و از منافع آن بهره مند شوید . بیشتر محصولاتی که هم اکنون بازار را تحت اختیار خود دارند ، روزی صاحبان شرکت های آنها این گام های بزرگ را برداشته اند.
جمعه 27 آذر 1388
نویسنده: strategist |

دوشنبه 23 آذر 1388
نویسنده: strategist |
در میان طیفهای مختلف سهامداران بورس 41 ساله ایران، نسل جدید
سرمایهگذاران برخلاف سهامداران قدیمی و سنتی رویه دیگری را برای حضور در
بورس انتخاب كردهاند.
به گزارش بانکی به نقل ازفارس سهامداران نسل
جدید اكثرا دارای تحصیلات بوده و با توجه به آرزوها و اهداف و گاهی هم حرض
و آزی كه دارند از دسته سهامداران پر ریسك به شمار میآیند. این دسته از
سرمایهگذاران كه سال به سال بر تعدادشان افزوده می شود سعی میكنند با
استفاده از اطلاعات، نرم افزارها و روزنامهها و سایتها و نشریات تخصصی
در بهترین زمان اقدام به خرید و فروش سهام كنند تا سود مناسبی را به دست
آوردند كه اتفاقا در غالب موارد هم موفق عمل میكنند.
محمدرضا اسدی 31 ساله یكی از این سهامداران نسل جوان بورس است كه
از سال80 با 165 هزار تومانی پولی كه از پدرش گرفته بود وارد بورس شد و
حال با تكیه بر دانش و تجربه مفید نه تنها سرمایه خود را در بازار سهام
میچرخاند و سود كسب میكند بلكه به اقدام به سبد گردانی و خرید و فروس
سهام برای دیگر اعضا خانواده و اقوام و دوستان خود میكند.

هیجان های بورس و روزمره نبودن این بازار پرنوسان باعث شد وی از
كار اداری خود استعفا داده تا بهتر بتواند 150 میلیون تومان سرمایه خود و
دیگران را مدیریت كند.
این سهامدار بر این نكته تاكید دارد كه برای
حضور موفق و پایدار در بازاری پیچیده و پر از نوسان ، بهترین تكیه گاه
اطلاعات است و تحلیل دادهها و در نهایت اتكا به خود و نه دیگران.
با این سهامدار كه به گفته خودش بعد از 8 سال آشنایی با بورس طی 7
ماه گذشته حرفهایی شده و بورس را بهترین مكان برای سرمایه گذاری می داند
خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، گفتوگویی انجام داده كه خواندن آن خصوصا
برای سهامداران تازه كار و حتی سرمایهگذاران حرفهایی دیگر میتواند
دارای نكات آموزشی و تجربهایی مناسبی باشد.
این بازار جگر می خواهد
اگر موافقید از چگونگی ورود به بورس و اینكه چطور شد به جرگه سهامداران پیوستید شروع كنیم.
سهامدار: سال آخر دانشگاه حقوق در سال 80 بودم كه در مورد مسائل
مالی واحدی را داشتیم. در یكی از جلسات استادمان از بورس و بازار سهام
گفت. همان زمان علاقمند شدم بدانم این بورس چیه و مردم برای چه هر روز می
آیند تالار و كار آن تابلوها می ایستند. اومدم همین تالار حافظ كه اون
موقع پر از جمعیت بود تا كمی اطلاعات بگیرم. اما چند نفر از سهامداران
قدیمی گفتند پسر، تازه اومدی و همه اطلاعات بازار را میخواهی بگیری؟ باید
بروی كلی زحمت بكشی.
آن موقع این گونه بود كه سهامداران عارشان میآمد
به تازه واردهایی مثل من اطلاعات بدهند. ولی در میان این سهامداران یكی
بود بنام حسن كه گفت این بازار فقط جگر میخواهد. بعدها فهمیدم كه منظورش
ریسكه . اما نمیدانستم EPS (سود یا زیانی كه شركتها به ازای هر سهم پیش
بینی میكنند) و DPS (سودی كه بهر هر سهم شركت در مجمع سالانه تصویب و
تقسیم میشود) چیه. شاید باورتان نشود یك ماه تمام روزنامهها را خواندم
تا فهمیدم این كلمهها یعنی چه؟ دیدم روزنامه كافی نیست مجلههای تخصصی
خریدم و خواندم.
كلاس و دوره آموزش چطور؟
سهامدار: چرا . علاوه
بر كلاسی كه بورس گذاشته بود دو دوره آشنایی با بورس و چگونگی خرید و فروش
سهام را در دانشگاه تهران و یكی از مراكز آموزشی مرتبط با بورس طی كردم كه
مفید بود. فهمیدم روشهای خرید و فروش سهام چیه و چطور باید از اونها برای
معامله استفاده كرد.
الان برای خرید و فروش سهام از چه روشهایی استفاده میكنید؟
سهامدار: از سه روش: تكنیكال، فاندامنتال و حستامنتال!
حستامنتال؟
سهامدار:حس
ششم .از حسم استفاده می كنم.باورم اینه كه علاوه بر استفاده از نمودارها و
چارتها (روش تكنیكالی) ویا بررسی های همه جانبه و پایهایی (روش
فاندامنتالی) باید از روش حستامنتال!! كه همان سهم خرید و فروش با حس ششم
است هم باید استفاده بشه. بار اصلی این حس بر روی روش فاندامنتاله. این
نكته رو هم باید بگم كه در دوران ركورد بازار روش تكنیكال جواب نمیده.
به شایعات یا سهامی كه از طرف دیگران معرفی می شود هم توجهایی دارید؟
سهامدار:
شایعات روزنامهها و سایتها و بازار را میخونم اما هیچ وقت به آنها تكیه
نمیكنم .با معرفی سهام از سوی دیگران هم خرید نمیكنم. دوستی دارم كه از
نظر تحلیل حرف اول را میزند. حتی تحلیل هایش را به قیمت بالایی فروشد
اما هیچ وقت فقط با این تحلیلها خرید و فروش نمیكنم.
پس چكار میكنید؟
سهامدار:
اول از همه تحلیلهای دیگران از جمله دوستم را در كنار تحلیل های خودم
میگذارم و نكات مشترك را استخراج میكنم. اگر جواب گرفتم میخرم. چرا كه
به این نتیجه رسیدهام اگر سهمی را خودم با اطلاعات و تحلیل خودم بخرم
بهتر از این است كه از رو دست دیگران سهام بخرم. اگر ضرر و زیانی هم كردم
ناراحت نمیشوم.معتقدم ماده خام بازار اطلاعاته. اطلاعات و اخبار و شایعات
شركتها را در سر رسیدی كه دارم مینویسم. بعد از چند روز یا یكی دو هفته
اطلاعاتی را كه نوشتهام یكبار دیگر بررسی میكنم و اگر نشانهایی از رشد
قیمت سهام دیدم از روشها استفاده میكنم تا به نتیجه برسم.این رو هم باید
كه اضافه كنم كه تحلیل تكنیكال همواره درست از آب در نمیآید اما می شود
از آن به عنوان تابلوی راهنما استفاده كرد.
از نرمافزارهای اطلاعاتی موجود در بازار هم استفاده میكنید؟
سهامدار:
آره. از نرم افزار ره آوردنوین كه هم اطلاعات مالی و معاملاتی گذشته و حال
شركت ها و هم نمودارهای مختلف را داره استفاده میكنم. خیلی هم به در دم
میخورد. اولش فكر میكردم قیمتاش بالا است اما با معامله كوچولو كل
هزینه سالانه را در آوردم.
انتخابهای درست با تمركز
با این همه اطلاعات و روش و نرم افزار چقدر از این بازار و سهام سود میگیرید؟
سهامدار:
سالی 60 تا 80 درصد سود میكنم. دو سه ماهه هم بین 50 تا 60 درصد سود
گرفتم. روی برخی سهام ضرر هم كردم اما در مجموع سود خوبی توانستم از بورس
به دست بیارم. بورس انقدر برام خوب و جذاب بود كه از كار قبلی ام استعفا
دادم و تمام وقتم رو گذاشتم برای بورس و سهام.اعتقاد دارم اگر عشق و علاقه
در هر كاری وجود داشته باشد، آدم میتواند موفقیتهای بزرگی را به دست
بیاورد.به این نتیجه رسیدم اگر كسی بتواند روی هر كاری تمركز داشته باشد
میتواند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. با وجود سابقه آشنایی 8
ساله با بورس میتوانم بگویم 7 ماه است كه حرفهایی شدهام. از روشها و
مدلها و كتابها و نشریات مختلف استفاده میكنم. كتابهای روانشناسی
مانند راز و چهار اثر از اسكاولین شین را هم میخوانم.
چرا؟
سهامدار: چون برای موفقیت و حضور در بورس علاوه بر اطلاعات،
كلاس آموزشی، تحلیل و روشهای خرید و فروش ، برای سهامداری باید تمركز هم
داشت. با تمركز كردن توانستم انتخابهای درستی را در بازار داشته باشم.
روزی چند ساعت وقت برای خرید و فروش و بررسی اطلاعات صرف می كنید؟
سهامدار: بدون اغراق 18 ساعت از شبانه روز را برای بورس و مطالعات مرتبط صرف میكنم. لازمه.
سبدگردان 150 میلیون تومانی
الان چه میزان سرمایه وارد بورس كردهاید؟
سهامدار: با احتساب سرمایه 11 نفری كه برایشان سبد گردانی میكنم حدود 150 میلیون تومان را در بورس مدیریت میكنم.
پس برای دیگران هم خرید و فروش سهام میكنید؟
سهامدار:
آره. برای اعضای خانواده و اقوام و دوستان هم خرید و فروش میكنم. سهام به
نام خودشان است و همواره در جریان چند و چون خرید و فروشها قرار
میگیرند. میدانید چرا اینكار رو میكنم؟ چون معتقدم بهترین جا برای
سرمایهگذاری بورس است. هیچ بازار دیگری هم سرمایهگذاری نمیكنم. حیفه كه
كسی پولش را به بانك یا اوراق مشاركت بدهد. با دوستانم به این نتیجه رسیدم
كه نمیشود این بازار را رها كرد.
از كسانی كه برایشان سبد گردانی میكنید چقدر سود میگیرید؟
سهامدار: 20 درصد از كل سودی كه محقق میشود.
قرارداد میبندید؟
سهامدار: نه. براساس اعتماد متقابله.بدون محضر. مشكل حقوقی هم تا حالا نداشتهایم.
از تبعات منفی بازار و احیانا " اعتراض مشتریان نگرانی ندارید؟
سهامدار:
نه. اولش دو جلسه آشنایی برای كسی كه علاقمند به سبد گردانی است میگذارم.
آنقدر بدی های سرمایهگذاری در بورس را به طرف میگویم كه با 10 درصد سود
هم راضی شود. در واقع به مرگ میگیرم تا به تب راضی بشه. همین چند وقت پیش
یكی از كارخانهدارها كه ورشكست شده بود از300 میلیون تومان سرمایهایی كه
داشت 25 میلیون تومان را به صورت علیالحساب داد تا برایش سهام خرید و
فروش كنم. سه ماهه 61 درصد بازدهی گرفتم.همیشه این اتفاق نمیافتد اما در
میان مدت 20 تا 30 درصدی میشه از این بورس سود گرفت.
برای شما كوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت چه دورهای است؟
سهامدار: از نظرم كوتاه مدت از یك روز تا دو ماه ، میان مدت از 2 تا 6 ماه و بلند مدت هم 6 ماه به بالا.
برای دادن اطلاعات خساست نكنیم
برنامه آینده شما برای ادامه حضور در بورس چیست؟
سهامدار:
اول اینكه به دنبال تحصیل دانشگاهی در حوزه مالی ام. می خواهم یك بار دیگر
برم دانشگاه تا در یك رشته مالی تحصیل كنم. نه اینكه دانشگاه رفتن مهم
باشه اما خب باید برای اشراف بیشتر در كارم باید وارد دانشگاه بشم. از طرف
دیگر می خواهم طوری كار كنم و مشتریان را راضی نگه دارم كه سال به سال
بتوانم سبد بیشتری را بچرخونم.
برنامه تاسیس شركتی هم دارید؟
سهامدار : چرا كه نه. در فكر راه اندازی یك شركت هستم تا بهتر و كامل تر در بورس فعالیت كنم.

به عنوان آخرین سوال. گفتید آن موقع سهامداران قدیمی به تازه واردهایی
مثل شما اطلاعات نمیدادند الان شما در مقابل تازه واردها چه رویهای
دارید؟
سهامدار: باور كنید هر كسی كه اطلاعات بخواهد می دهم. خساست نمی
كنم. باور دارم سهامداران هر چه بیشتر به هم اطلاعات درست بدهند به همان
اندازه هم بازار ما بزرگتر و شفاف تر می شود و مردم بیشتری وارد بورس می
شوند. این طوری به نفع همه است.